Anti zion

آخرالزمان و مهدویت

راه های توبه از گناهان مختلف

عده اى از مردم تصور مى کنند اگر به خاطر انواع گناهان خود، از خداوند عذرخواهى کنند و جمله «استغفرالله ربى واتوب الیه» را بر زبان جارى کنند، و گوشه ى مسجد یا حرمى از حرم هاى اهل بیت زیارتى بخوانند و اشکى بریزند، توبه حاصل مى شود؛ در صورتى که آیات و روایات مربوط به توبه، این روش را به عنوان توبه قبول ندارند، اینگونه مردم باید توجه داشته باشند که توبه بر حسب اختلاف گناهان مختلف است، براى هر گناهى توبه اى خاص مقرر است که اگر انسان توبه ى مخصوص به آن گناه را تحقق ندهد، پرونده ى او از آن گناه پاک نمى شود و مظلمه ى آن تا قیامت بر عهده ى او باقى مى ماند، و در آن روز به اسارت عذاب آن گناه دچار خواهد شد.

1- توبه از گناهانی چون دروغ و نوشیدن شراب
برخی از گناهان نه حق الله است و نه حق الناس و نه آنکه حدی از حدود الهی را پایمال می کند و تنها عملی قبیح به شمار می آید مانند دروغ و غنا و حسد و نمیمه (سخن چینی) و مانند آن. در برخی از کتابها تصریح شده که برای توبه از چنین گناهانی بایستی فقط مجرد ندامت و عزم بر عدم عود وجود داشته باشد. در کتاب «تحریر الاحکام» می خوانیم: اگر توبه از معصیتی است که موجب حقی نشده مثل نوشیدن شراب و دروغ، توبه از آن با پشیمانی از گناه مزبور و عزم بر عدم بازگشت تحقق می گیرد. در «نهج المسترشدین» آمده است: اگر توبه از عملی است که ویژه گنهکار است و ارتباطی به دیگری ندارد، مثل شرب خمر (نوشیدن شراب) و پشیمانی و عزم بر عدم رجوع کفایت می کند. در اربعین آمده که اگر گناه مستلزم امر دیگری نباشد که شرعا به جا آوردنش لازم است، مثل پوشیدن لباس حریر مثلا، برای توبه از آن، ندامت و عزم بر عدم عود کافی است و چیز دیگری واجب نمی باشد.
اما برخی گفته اند: در چنین مواردی علاوه بر ندامت و عزم بر عدم عود، استغفار هم لازم است.

2- توبه از گناهانی مثل عدم پرداخت زکات
اگر گناه مورد نظر موجب تضییع حق مالی نشده و در عین حال ترک واجب است مانند منع زکات، توبه از این نوع گناه انجام نمی پذیرد مگر با رساندن مال به مستحق، در کتاب «نهج المسترشدین» در این باره آمده است: و اگر توبه از ترک واجبی چون زکات است، انجام نمی گیرد مگر با دادن آن. و در شرح این کتاب آمده است. اگر توبه از ترک واجبی باشد، یا وقت اداء آن واجب باقی است یا باقی نیست. اگر باقی است، توبه آن بدین صورت است که آن عمل انجام شود مانند پرداخت زکات. و اگر وقتش گذشته دو حالت دارد: یا قضایش واجب است که باید قضا شود و یا واجب نیست، که در صورت اخیر فقط باید حالت پشیمانی ایجاد گردد.
امثال خمس و کفارات و آنچه انسان برخود به نذر و مانند آن لازم می کند، مشمول این حکم می شوند.

3- توبه از گناهانی چون ترک نماز و روزه
برخی از معصیتها موجب ترک واجب می شود و قضا و تدارک در پی دارند مانند ترک نماز و ترک روزه واجب و واجبات فوری ای که تکلیف به آنها جز بعد از انجام دادنشان ساقط نمی شود. در مورد چنین معاصی ای جماعتی تصریح کرده اند که توبه از آنها جز با قضا و تدارک صورت نمی گیرد.

4- توبه از گناهانی که موجب تضییع حقوق مردم شده
برخی از گناهان هستند که موجب ضایع شدن حق یا حقوقی از دیگران می شوند. این گناهان خود، اقسامی دارند:

الف) توبه از گناهانی مانند گمراه کردن دیگران
برخی از گناهان موجب گمراهی دیگران و فاسد کردن دین شخص در اصول یا فروع است. توبه از چنین گناهی با ارشاد شخصی که گنهکار او را گمراه کرده، تحقق می گیرد. در «نهج المسترشدین» آمده که اگر توبه از اضلال (گمراه ساختن دیگری) است، متحقق نمی شود، مگر بعد از راهنمایی فرد گمراه. در کتاب «شرح باب حادی عشر» آمده که اگر گناه صورت گرفته در مورد انسان باشد، اگر با اضلال در دین او از راستای فتوای اشتباه باشد، توبه از آن با ارشاد او و اعلام خطا تحقق می گیرد. و در «حق الیقین» آمده است: اگر معصیت انجام گرفته گمراه نمودن دیگران باشد، در توبه از آن ارشاد و راهنمایی فرد گمراه به سوی حق و بازگرداندنش از اعتقاد باطل به اعتقاد صحیح لازم است اگر امکان داشته باشد. و اگر امکان نداشته باشد، از برخی از روایات به دست می آید که تا وقتی افرادی را که به بدعت و گمراهی او گمراه شده اند هدایت نکند، توبه اش پذیرفته نمی شود.
سید محمد مجاهد بعد از نقل اقوال علماء در این باره گوید: این سخن ـ که بایستی افراد گمراه را به حق باز گرداند تا توبه اش پذیرفته شود ـ نیکوست. زیرا تمامی علماء بر این مطلب اتفاق نظر دارند. به اضافه حدیثی است که در وسائل به آن اشاره شده است: امام صادق(علیه السلام) فرموده است: فردی در پی دنیا از راه حلال بر آمد اما موفق نشد سپس از راه حرام به اینکار اقدام کرد که باز موفق نشد. شیطان به نزد او آمده گفت: آیا می خواهی تو را به کاری راهنمایی کنم که دنیا به تو رو آورد و پیروانت زیاد گردند؟ او گفت: آری. شیطان گفت: دینی اختراع کن و مردم را به آن فراخوان. آن مرد آن کار را کرده و مردم دعوتش را پذیرفته و از او فرمانبرداری نمودند و دنیا به او رو آورد. آنگاه آن مرد تأملی کرد و با خود گفت: این چه کاری است کرده ام، دینی اختراع کرده و مردم را به آن دعوت کرده ام! فکر نمی کنم راهی برای توبه داشته باشم جز آنکه نزد کسانی که آنها را به آن دین دعوت کرده ام رفته و از آن بازشان گردانم. در پی آن پیش یارانش که به پاسخش ندای مثبت داده بودند می رفت و می گفت: دینی که شما را به آن فرا خوانده ام باطل است؛ من آن را از پیش خود اختراع کرده بودم. اما آنان می گفتند: دروغ می گویی آن دین به حق است و تو در دین خود دچار شک و تردید شده و از آن بازگشته ای. وقتی او اوضاع را چنین دید، به سوی زنجیری رفته، یک سر آن را با میخ به زمین کوفته و یکسر دیگر آن را به گردنش بست و گفت: آن را باز نمی کنم تا آنکه خداوند عز و جل نظر لطفی به من نماید. در آن هنگام خداوند به پیامبری از انبیاء وحی کرد به فلان شخص بگو: به عزتم سوگند اگر آنقدر مرا بخوانی که اعضای بدنت از هم گسسته شود، پاسخت را نخواهم داد تا کسانی را که با دین اختراعیت گمراه کرده و از دنیا رفته اند، به دنیا باز گردانی و آنان از آن دین دست بردارند.

پاسخ به چند پرسش
1ـ آیا اگر کسی نتوانست کسانی را که گمراه کرده به راه راست هدایت کند یا آنکه چنین کاری برای او عسر و حرج (سختی غیر قابل تحمل) داشت، باز در مورد وی توبه صادق است یا نه؟ برخی گفته اند که هدایت کردن دیگران برای چنین شخصی، در صورتی است که این کار برای او امکان داشته باشد و به عسر و حرج دچار نشود.
2ـ اگر فرد مورد نظر نتوانست تمامی افراد گمراه شده را به راه حق بازگرداند آیا باز توبه نسبت به او واجب است؟ پاسخ مثبت است.
3ـ آیا برای ارشاد گمراهان صرف تصریح به خطا کافی است یا باید شبهه و تردید ایجاد شده از خاطر گمراه شدگان با آوردن دلیل و استدلال محو گردد؟ آیت الله مجاهد گوید: سخن اخیر صحیح و قابل اعتماد است.

ب) توبه از ضررهای مالی به دیگران
برخی از معاصی، عمل حرام و با اخذ مال دیگری و تصرف در آن موجب ظلم بر غیر است. در چنین مواردی برای توبه بایستی افزون بر ندامت و عزم بر عدم بازگشت به گناه در آینده، برائت ذمه مالک را در صورت وجود او (و بالغ بودن و عاقل بودنش) کسب کرد. و این از چند طریق امکان پذیر است:
الف ـ مالک، مال مزبور را به گنهکار ببخشد و ذمه او را بری کند حال چه با گرفتن عوضی یا بدون آن.
ب ـ با فرد گنهکار مصالحه کند.
ج ـ معصیتکار عین مال و منفعتهای آن را که بهره برداری کرده باز گرداند و اجرت تصرف در آن مال را هم پرداخت نماید.
د ـ فرد گنهکار عوض آن مال را که مثلی یا قیمی است، پرداخت کند. واین در صورتی است که عین آن مال تلف و نابود شده باشد و به طور خلاصه بایستی براءت ذمه به نحوی که در شرع گفته شده تحقق گردد.
البته باید دانست که در صحت و صدق مطالب مزبور تفاوتی میان آنکه مالک مؤمن باشد یا نه، وجود ندارد. اگر مالک غیر شیعی هم باشد، باز بایستی طبق دستورهای فوق عمل کرد. همچنین فرقی نمی کند که مالک بچه باشد یا بالغ، عاقل باشد یا مجنون.
اگر گنهکار نتواند به هیچ وجه براءت ذمه کسب کند، بایستی عزم بر عدم گناه داشته باشد تا توبه اش محقق شود. در «نهج المسترشدین» آمده است: اگر توبه از ظلم و ستم مالی باشد، جز با پرداخت دین به مظلوم یا ورثه او ـ در صورت وفات مظلوم ـ یا بخشوده شدن از ناحیه او یا آنان تحقق نمی گیرد. اگر ظالم از انجام این امور عاجز شد و نتوانست، توبه اش به عزم و تصمیم به پرداخت در صورت توانایی در آینده است. در کتاب «نافع» آمده است: گناه اگر نسبت به یکی از حقوق مالی انسانها باشد، توبه از آن با رساندن حق مزبور به صاحب حق یا وارثان او یا بخشوده شدن از ناحیه صاحب حق یا وارث (در صورت قدرت بر این کار) صورت می گیرد و در صورت عجز، بایستی افزون بر توبه، تصمیم به اداء دین در صورت توانایی داشته باشد.
آیا عسر و حرج هم به عجز و عدم توانایی الحاق می گردد؟ برخی چون آیت الله مجاهد بر این عقیده هستند.
و - چنانچه مالک حق زنده نباشد، باید براءت ذمه را از ورثه کسب کرد و اگر آنان هم در قید حیات نباشند از وارثانشان. و اگر وارث، صغیر باشد یا مجنون، باید به ولی آنان مراجعه کرد.

ج) توبه از ضررهای جانی و جراحتی به دیگران
اگر از راه خطا بر دیگران جنایتى کرده باشد مثل اینکه او را کشته باشد واجب است که دیه او را بدهد، و اگر عمدى باشد واجب است که تمکین کند تا صاحب حق یا اولیاء او قصاص نمایند یا او را حلال کنند. و اگر به این ها دسترس نباشد... بر اوست که به وسیله تضرع و زارى به سوى خدا بازگشت کند تا روز قیامت صاحب حق را از او راضى گرداند.

د) توبه از بردن آبروی دیگران
اگر شخص گناهکار به آبرو و احترام دیگران توهین کرده است به این صورت که او را دشنام و فحش داده یا تهمت و بهتان زده یا غیبت کرده باشد، حق او این است که در نزد هر شخصى که این ها را گفته باشد به کذب خود اعتراف کند، و اگر ممکن باشد از صاحب حق حلالیت بطلبد، و این در صورتى است که از تهدید و افزایش خشم او و فتنه انگیزى در اثر این حلالیت طبی بیم نداشته باشد، و اگر چنین ترسى داشته باشد باید برایش بسیار طلب آمرزش کند، و از خدا به زارى بخواهد که وى را روز قیامت از او راضى گرداند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 دی1390ساعت 18:11  توسط Anti zion  |